X
تبلیغات
اشترانكوه نگين زاگرس - صعود به گرین

 

سفر نامه گرين

 

 

همه بچه های گروه رأس ساعت پنج صبح روز جمعه مورخ 19/3/85 سر قرار برای صعود و پاک سازی ارتفاعات گرین کوه سلسله ( الشتر ) بمناسب هفته محیط زیست در محل حاضر می شوند و رأس ساعت 20/5 دقیقه  بامداد به رانندگی و همراهی راننده خوب ، شاد و خوش مشرب گروه و در عین حال معجوب جناب آقای کرم رضا امیری حرکت را بسوی شهرستان الشتر و سراب زیبا، دل فریب  و خیره کننده کهمان آغاز می کنیم ساعت حدوداً 30/6 دقیقه صبح را نشان می دهد که از الشتر به سوی تفریگاه کهمان( یا همان تخت شاه در 6 کیلومتری شمال دهستان قلعه مظفری شهرستان خوش آب و هوای و با صفای الشتر در دامنه قله چهل نابالفان واقع شده که در دره های بسیار زیبا و با طراوت  با چشمه های بسیار پر آب و سرد، درختان کهنسال گردو و برخی درختان جنگل دیگر منظره بسيار زیبائی را در این دره بوجود آورده است در میان چشمه و زیر درختان گردو، آثار و بقایای تخت گاهی وجود دارد که گویا یکی از حکام قاجاریه آن را ساخته اند و شاید وجه تسمیه آن یعنی (( تخت شاه)) به همین دلیل است با وجود همه این زیبای های طبیعی منطقه ،با دل کندن از چشمه سارها دل فریب و زیبای منطقه حركت را براي صعود به کوه گرین را آغاز می کنیم که بعد از صعود  یکی از ارتفاعات تقریباً سخت و نفس گیر به دره ای بسیار زیبا که انبوه است از گلهای وحشی محمدی و یاس می رسیدم و همانجا در دل بزرگی و عظمت خداوند تبارک و تعالی را نجوا می کنیم و از چشمه کوچکی که در اطراف این گلهای وحشی خودرو است آبگيري ميكنيم و  بعد از گرفتن چندین عکس یادگاری حرکت را برای ادامه مسیر از سر می گیریم و بعد از حدود 3 ساعت از آغاز حرکت به دره ای دیگر از دره های پر آب و زیبای منطقه می رسیم و همانجا برای صرف صبحانه اتراق می نمائیم و بچه های گروه به ترو تازه کردن سر و صورت به وسيله آب می پردازند و با خوردن صبحانه برای ادامه راه انرژی مضاعفی می گیرند و با جمع کردن و بستن وسایل ساعت 10 صبح ادامة مسیر را پی می گیریم که در مسیر به افراد بومی منطقه بر می خوریم که مشغول جمع کردن موسیر هستند که با پرسش پاسخ از آن در می یابیم که هر یک از این افراد روزانه با جمع کردن حدوداً 500 الی 400 کیلوگرم موسير معادل چهل تا پنجاه هزار تومان درآمدی بسیار حلال کسب می کنند و همانجا نجوا می کنیم ( هو رزاق) و پس از خدا حافظی مجدداً ادامه مسیر را پی می گیریم و حدوداً ساعت 13 به دره ای بسیار پر آب با چشمه های فراوان و یخچالهای پر یخ و برف و خیره کننده با ارتفاعات پوشیده از برف روبرو می شویم که آب بعضی از این چشمه ها بقدری سرد است كه خوردن آن به سختی قابل تحمل است و پس از صعود به قلعه 3627 متري گرین افراد گروه محل را برای استراحت و صرف نهار که تقریباً حدوداً 2 ساعت  از وقت آن هم گذشته است بسیار مناسب و دل چسب می بینند و همانجا را براي صرف نهار انتخاب می کنند که اکثریت اعضای گروه این سرودة ملا منوچهر کولیوند شاعر نامی این منطقه را در وصف گرین سروده است زمزمه می کنند.

 

 

  شمس زرین بال زرین با فروغ فتح فرین

 

 فوق فرق وشرق گرین صبحدم هاتااودیار

  •  
  • بی و تسخیر سلیمان کوه كش بربيابان
  •  
  • اژ زمین تاقاف خندان بی دماغ روزگار
  • پرتو نوری نمانا در بساط دشت شانا
  • چوین صف اسلام مانابشکنی خیل کفار
  •  قشن چین و فرنگی منهزم داجیش زنگی
  • دافرا را بی درنگی از حبش تازنگبار
  • رومیان اژ فتح روسی دابنای طبل کوسی
  • جشن و عیشی چوین عروسی اژصغاروکبار
  • تازه بزمی پی و پی هت مجلس ار، باب کی هت
  • نغمه سنج و نای و نی هت ارغنون غمگساز
  • سطوت گشتاسبی سن اژ حمل پاتخت بهمن
  • بعد اژ گزتهمتن در گز اسفندیار
  • مجلس آمده دیرم عیش و نوشی ساده دیرم
  • فصل گل من باده میرم گلشن و گل در کنار
  • رحمت حق بر مزید و باد نوروزی وزید
  • دی لب حسرت گزید ریخت یخمن اژ مخار
  • بوی گل هت و مشامم اژ گل و مل مست کامم
  • بادة احمر و جامم بیخود و دل بی قرار
  • اژ صبا سنبل لکی هم خوی ژ برگ گل چکی هم
  •  اژ گل و مل می مکی هم، باده خوار و میگسار
  • ژاله آندر روی لاله کرده و روی لاله واله
  • چون مییی اندرپیاله بر لب هر باده خوار
  • دشت کشتی گل سرشتی دیبه اردیبهشتی
  • گل کنشتی گل ورشتی گل نما و گل عذار
  • گل پیالة گل چلاله گل و لاله گل گلاب
  • گل عبیر وگل و عنبر گل چنی مشک تتار
  • گل اشد بوگل و دلجو گل و مینوگل سبو
  • گل و عین گل و ابرو گل و گل کوگل عیار
  • گل بدخشان گل درخشان گل برافشان گل فشان
  • گل وریحان گل و رضوان گل و مرجان گل قطار
  • گل و احمر گل و اصفر گل و زیور گل صنوبر
  • گل و اخضر گل معنبر گلین و هم گل عذار
  • لاکی و لولا ولیلو شوخ و شیدا و اشدبو
  • نارونارنگی و لیمو شو بو وشصت پر مدار
  • قرمز و میوی و ماوی، ابیضی آوی سراوی
  • پرطاوس تراوی چتر چیمان و چنار
  • ارغوان و یاسمن گل سوسن و نسرین و سنبل
  • نرگس شوخ قرنفل گل شقایق داغدار
  • چهرة گل در تولا در هوای وصف  مولا
  • اژ درفردوس اعلا روضة خرم بهار

 

    و بعد از صرف نهار و لختی استراحت رأس ساعت 15/15 دقیقه همگی گروه جهت برگشت آماده و علی رغم سختی دل کندن از طبیعت بسیار زیبا و مصفای منطقه حرکت را بسوی دره محبوبی کهمان را ادامه و بعد از گذشتن چشمه ساران زیبای آن منطقه ساعت 30/17 دقیقه در محل توقف وسیله نقلیه حاضر و همگی به اتفاق حرکت را به سوی روستای درب تنگ جهت استراحت و زدن آب به سرو صورت و طراوت بخشیدن به جسم و روح ادامه می دهیم و پس از رسیدن به محل مورد نظر با خوردن آبی گواراه و بسیار سرد و هندوانه ای بسیار شیرین که از   انتخاب های خوب برادر عزیزمان جناب آقای کرم خدا محمدی مسئول محترم تدارکات گروه می باشند صفای به شکم می دهیم در پایان باید از شوخ طبی های برادران بسیار عزیزمان آقایان حاج کرمی، خورشیدی، امیری و همراههای پزشکی گروه جناب آقای دکتر شجاعی ومساعدت های مضاعف مادي و معنوی جناب آقایان دکتر نادر طرهانی نژاد معاون پشتیبانی، دکتر سعید رحیمی مدیر بودجه و هاشم بهاروند دبیر کمیته رفاهی، مهرداد کریم پور مدیر تربیت بدنی کارکنان دانشگاه به مصداق قول شریف (( من لم یشکر مخلوق لم یشکر خالق)) تقدیر و تشکر نمایم.

 

اعضای گروه صعود کننده به گرین عبارتند از :

آقایان حاج جعفز کرمی (سرپرست گروه )،غلامعباس خورشیدی ،حسين کوشکی، فریدون دهقانی، کرم خدا محمدی، علی عباس امین زاده، کرم رضا امیری، حسین رضا کلانتري،محمود کلاهی،اسفنديار لطيفي . دکترحسن شجاعی (پزشک گروه).

در پایان اشعار جناب آقای علی عباس امین زاده که در وصف کوه گرین سروده شده می آيد


 

بنام خداوند بود و نبود

که ما را ثنا خوان زاتش نمود

 

ببخشید بر من طبعی روان

 

که در وصف کوهها سرایم سرود

 

زگرین بگویم که صدها زبان

 

فرستاده بر او هزاران درود

 

همه زیر و بالا گل اندر گل است

 

تو گویی بهشت آمد آنجا فرود

 

سراب کهمان و دیدار او

 

کلیدی که قفل صفا را گشود

 

در او جلوه گاهی که من دیده ام

 

نه در وصف آید نه گفت و شنود

 

نسیمی در آمیخته با بوی گل

 

فرا تر مشک و غنی تر زعود

 

کمر گاه و دامن همه سبز سبز

 

بلند آسمانش  کبود کبود

 

هوایش مبرا ز آلودگـــــــــــــــي

 

زمینش مجزا زگرد و ز دود

 

ز قمری صدایی زسیره دمی

 

ز بلبل نوایی چو آهنگ رود

 

به هر گوشه ای چشمه می خزد

 

 رها گشته از چشم تنگ حسود

 

عشایر در آنجا بود بی شمار

 

چراگاه در آنجا بود بی حدود

 

دلم مانده در سايه دامنش

 

سرم رفته در فکر سیر و صعود

 

تو در اوج گرین گمان می بری

 

که کوههای دیگر ندارد وجود

 

تأمل در اندیشه گم می شود

 

شگفتی در آنجا نماید نمود

 

تو گفت مرا رفت باور بیوش

 

که شاهین گواه است و کفتر شهود

 

دو رکعت نماز نیایش بخوان

 

تو که کوهنودردی به وقت ورود

 

زیانی نبینی در این رهگذر

 

که واگشته آنجا در نفع و سود

 

مرا عشق جذاب گرین کوه

 

فرو رفته در پيچش تار و پود

 

تو گویی که شیرازه شعر من

 

به هم بر نمی بافت اگر او نبود

 

 

        

 

    

 

    

 

     

 

          

 

 

    

 

    

 

    

 

    

 

    

 

    

 

       

 

    

 

    

 

 

     

 

 

    

 

   

 

   

 

   

 

 

  

 

 

 

 

   

 

 

فریدون دهقانی عضو گروه کوهنوردی دانشگاه  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 13:26  توسط فريدون دهقاني عضو گروه كوهنوردي دانشگاه   |